مراد على شمس

374

با علامه در الميزان ( فارسى )

اين بليه هرگونه اطمينانى را از تاريخ سلب و آن را به مرحله سقوط كلى نزديك كرده است . اين نواقص به اضافه تناقضاتى كه درنتيجه آنها در تاريخ نقلى پيدا شده موجب گشته كه دانشمندان امروز از آن صرف‌نظر كرده و درصدد برآمده‌اند كه قضاياى تاريخى را براساس آثار ارضى ( باستان‌شناسى ) تأسيس كنند و اين روش گرچه از پاره‌اى از اشكالات تاريخى مصون است ولى در ساير اشكالات با تاريخ نقلى [ كه ذكر شد ] شركت دارد . اين بود حال تاريخ و عوامل متعددى كه از جهات مختلف ، آن را تباه كرده و تا ابد هم قابل اصلاح نيست . « 1 » س 354 - چه عاملى باعث شده است كه اعتبار داستان‌هايى كه در قرآن آمده نسبت به عهدين و كتب تاريخ حائز اهميت و داراى امتياز باشد ؟ ج - بنابر آنچه كه درمورد حال و وصف مورخين در تاريخ نقلى روشن گرديد ، چنين تاريخى نمىتواند با قرآن كريم در داستان‌هايى كه نقل مىكنند مقابله كند ، زيرا آن وحى الهى و منزه از هرگونه خطا و دروغ است ولى تاريخ ابدا از خطا و كذب مصونيت ندارد . و اغلب داستان‌هايى كه قرآن نقل كرده مانند ( داستان طالوت ) با نقل كتب عهدين مخالف است ، و آنها هم چون دستخوش تحريفات و تغييرات واقع شده بر كتب تاريخ برترى ندارد . و بايد در نظر داشت كه قرآن كتاب تاريخ نيست و منظورش از نقل

--> ( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 121 - 123 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 463 - 466 . [ با تلخيص و تصرف ]